قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4514

تاريخ الفي ( فارسى )

او را رخصت معاودت نزد پدرش بدهند . فخرى را به درون قلعهء كرك نزد سلطان بردند . عوام الناس در ميان قلعه اهانت بسيارى به فخرى رسانيده به حكم سلطان عورات فخرى را نيز از مصر به كرك آوردند . به وقتى كه ايشان را به قلعه درون مىآوردند همه را عريان كردند . از اين اعمال خاطر امرا به غايت آزرده شد . سلطان به عيش و نوش مشغول شده و سواى مردم كرك هيچ‌كس از امرا را رخصت ملاقات نمىافتاد . و اكثر اوقات سلطان به لهو و خوشگذرانى مىگذشت . و چون سلطان در خاطر توطن قلعهء كرك را قرار داده بود ، به محكم كردن قلعه و جمع ذخاير فرمان داد . در اندك وقتى در كمال استحكام شده غلهء بسيار جمع شد . و در مصر به واسطهء غيبت سلطان خلل افتاد . راه‌ها به غايت ناامن شد . آق‌سنقر ، نايب مصر از براى مصر متوهم شد ؛ چه ، به جهت رسيدن [ 431 الف ] خبر غارت زنان فخرى ، آثار نفاق از ايشان مشاهده مىكرد . مدتى از ترس سوار نمىشد . و در اين باب دو كلمه به سلطان نوشت كه « به مصر آمدن مناسب دولت است ، و الا پشيمانى سودى نخواهد كرد . »